خرید بک لینک
مثلا برگردم به همان روزها

همان وقتها که با سبد قرمز پر از وسایل خاله بازی جلوی در خانه مادربزرگ مینشستم تا از سرکار برگردی

همان وقتها که یواشکی با خواهر بزرگه میرفتیم از مغازه آقای کمالی آلوچه میخریدیم و یواشکی میخوردیم و اما باز هم می فهمیدی

گور بابای بزرگ شدن و دنیای بزرگی که فقط غمهایت با تو بزرگ میشوند و بغضهایت سنگین تر

گور بابای بیست و چندسالگی که نفهمیدی چطور این بیست و خورده ای گذشت و چطور جوانی کردی

به قول دختر آقای قاسمی یه روز خوب میاد یه روزی که هممون زیر خاکیم

برچسب: گور بابای دنیا,گور باباي دنيا,گور بابای دنیا به انگلیسی,گور بابای دنیا از سامان مرادیان, نویسنده: نگار نصیری تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 0:40

صفحه بندی