خرید بک لینک
وقتی دلت گرفته، گرفته دیگر این دل گرفتن ها انگار عادت شده

می دانی دردش آنجاست که میدانی از چی گرفته اما اگر دهانت را باز کنی تمام ارزشت را از بین برده ای

مدام حرفها توی سرت میچرخد، نه تو آدم این معرکه نیستی باید فکری کرد اما انگار دستت به جایی بند نیست

مدام حس میکنی دستهایت را بسته اند دهانت را با خاک پر کرده اند و تو هیچ غلطی هم نمی توانی بکنی

با گور بابا گفتن هم دلت راضی نمیشود

گریه میکنی و دردش آنجاست که این اشک ها هم کاری برایت نمیکنند

من مسیحی هستم که هنوز جان در بدن دارم اما مرا به صلیب کشیده اند....

برچسب: بی چارگی, نویسنده: نگار نصیری تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 0:40

صفحه بندی